باور كردني نبود پريشب خواب عجيبي ديدم در جايي كه به نظر ميرسيد سالن دانشكده باشد مراسمي در حال برگزاري بود و به يكباره كسي صدا زد:" بهزاد نبوي،بهزادنبوي اينجاست" همه ي نگاه ها به سمت نبوي رفت و من هم تا چريك پير را ديدم با سرعت به سمتش دويدم و او را در آغوش گرفتم و بوسه اي بر صورتش زدم گويي سالها بود كه مي شناختمش همچون پدري مهربان.
در همان لحظه از خواب پريدم...
چند روزي بود كه مي خواستم نامه اي را كه براي بهزاد نبوي در سايتي خوانده بودم اينجا بنويسم،براي اين كار تعلل مي كردم اما با ديدن آن خواب عجيب مصمم شدم تا براي چريك پير بنويسم.
نمي دانم اين روزها چه شده كه تا اين حد به او علاقمند شده ام گويي سالها مي شناسمش و براي دوست داشتنش حسي دروني دارم كه مدام در گوشم مي گويد: "او انسان شريفي ست او انسان شريفي ست".اميدوارم درست باشد اين حس خوب...
و اين هم نامه اي كه گفتم در سايتي خوانده ام براي چريك پير:
چندان نمی شناختمت شاید فقط در حد یک نام. به یُمن حماقت آشکار کودتاچیان و خیانت رسانه ی ضد ملی اما شناختمت.
روزی که ترا ناجوانمردانه با وقاحت تمام در ردیف جلوی صندلی های بیدادگاه با آن وضعیت نشاندند، حقارت و بی مایگی شان را نمایان کردند. در چهره ی پدرانه ات نگریستم؛ چه نگاه نجیب و مهربانی! و مظلومیتت، فریادی بود بر پاکی و شرافتت. دوست داشتم بیشتر از تو بدانم. نامه ی پسرانت را که بعد از دستگیری برایت نوشته بودند خواندم. آنها ترا «چریک پیر» خطاب کردند و جوانمردانه حتی تا پای شهادت پدر عزیزشان ایستادند و از تو خواستند ذره ای از مواضع و عقایدت در برابر زورگویان کوتاه نیایی. کسی که چنین فرزندان رشید و آزاده ای پرورده باشد باید که بزرگمردی باشد. و آن تو بودی، «بهزاد نبوی».
بعدها بیشتر از تو خواندم و دانستم. از خاطراتت در زندان های رژیم شاهنشاهی و ساواک، و شکنجه هایی که تحمل کردی. از مبارزات سیاسی ات قبل و بعد از انقلاب و رشادت هایی که از خود نشان دادی. از تدیّن و سلامت نفست. و از فروتنی و فداکاری ات وقتی که در جریان برخی حوادث طبیعی برای کمک به مردمِ مصیبت دیده، پیشقدم می شدی و ...
براستی که نام «انسان» برازنده ی قامت توست؛ و چه زیبا که ترا «چریک پیر» خوانده اند.
چگونه باور کنم عده ای هم وطن و به ظاهر هم کیش که ادعای مسلمانی شان گوش فلک را كر کرده، با یاران امام و مبارزان و خدمت گذاران کشور و نظام، این گونه رفتار می کنند؟!
شرم باد بر کوته اندیشانی که چنین مرد شریف و وارسته ای را به زنجیر کشیده اند.و شکر که با حماقت شان ترا به امثال من که چیز زیادی از تو نمی دانستیم، شناساندند.
ای عزیز بزرگ! سلامت کامل و آزادی قریب الوقوع ات را، یکسره از تخت بیمارستان به آغوش خانواده، از خدای بزرگ خواهانم. همه ی ما چشم براه توایم. پاینده باشی
پ ن:روزنامه ايران ويژه نامه اي درباره ي انتخابات رياست چمهوري در حدود 170 صفحه چاپ و آنرا به صورت رايگان به عنوان ضميمه ي روزنامه اش توزيع كرده است.در حالي كه روزنامه هاي اصلاح طلب از تحليل و اظهار نظر در مورد انتخابات و حوادث رخ داده ي بعد از آن منع شده اند اقدام روزنامه ي ايران آنهم به فاصله ي 4 ماه بعد از جريان انتخابات تا حدي عجيب به نظر مي رسد.
اين ويژه نامه از ابتدا تا انتهايش سرشار از تهمت و توهين به مير حسين موسوي، مهدي كروبي و تمامي احزاب و سران اصلاح طلب است .
عجيب غمم گرفت از اين همه بي شرمي و پرده دري و بي انصافي انتشار كنندگانش.