تبليغاتX
زلف

نمی دونم اگه جای من بودید چه حسی بهتون دست می داد.فرض کنید 14 ساله که مشهد نرفتید بعد تو شرایطی که اصلا فکر شو نمی کنید موقعیتی فراهم میشه که همین فردا صبح می تونید به زیارت امام رضا برید.من که از این بابت خیلی خوشحالم واین حس رو با هیچ چیزی عوض نمی کنم.واقعا به این باور رسیدم که باید امام رضا آدمو بطلبه بی صبرانه منتظر اون لحظه ام که وارد حرم می شم.  

برای همتون دعا میکنم.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 0:33 توسط هادی مسعودی |

بزرگترین رویداد ورزشی جهان مسابقات المپیک که این دوره به میزبانی چین برگزار میشه.چینی ها برای برگزاری هر چه بهتر این مسابقات تدارک خوبی دیدن.کافیه همین قدر بدونیم که برای برگزاری باشکوه این دوره 40 میلیارد دلار هزینه صرف کردن که درتاریخ برگزاری این مسبقات سابقه نداره.آغاز المپیک می تونه بهانه خوبی باشه تا به بررسی سیاستهای ورزش ایران بپردازیم.به نظر می رسه ضعیف ترین حضور کاروان ورزشی ایران در این دوره باشه.المپیکی که بهترین جایگاه ارزیابی سیاستهای ورزشی دولت نهم می تونه لقب بگیره.البته بعداز برگزاری مسابقات بهترمی تونیم کارنامه ورزش ایران رو بررسی کنیم اما همون طور که گفتم با در نظر گرفتن امکانات ورزشی کشور به نظر می رسه که خیلی حضور درخشانی نداشته باشیم.

اگر تو دو دوره قبلی المپیک چشم امید به طلای رضا زاده دوخته بودیم عدم حضور وی در این دوره امیدها برای کسب مدال رو کمرنگ می کنه.همین طور باید به عدم آمادگی هادی ساعی اشاره کرد.به نظر می رسه امید برای کسب مدال طبق معمول باید در کشتی باشه که شاید یه مدال رنگین بدست بیاریم فوتبال ما هم که حدود سی وپنج ساله گذرش به المپیک نیفتاده.

جالب اینکه رئیس جمهور در یکی ازمصاحبه هایی که داشت اشاره کرده بود پیشرفت ورزش ایران تو این سه سالی که دولت اصولگرا در راس کار بوده نسبت به سی سال قبل بی سابقس!!!!

اما واقعیت اینه که ورزش ما حتی نسبت به قبل از انقلاب هم پیشرفت چشمگیری نداشته.ما از برگزاری مسابقات در سطح منطقه ای عاجزیم در حالی که قبل از انقلاب بازیهای آسیایی وهچنین جام ملتهای آسیا در ایران برگزار می شده.البته یکی از دلایلی که نمی تونیم مسابقاتی از این دست رو میزبانی کنیم سیاستهایی که در زمینه ورزش بانوان به درست یا غلط (البته به نظر من به غلط اعمال میشه) در حالی که کوچترین کشورهای اسلامی خلیج فارس با این مسائل کنار اومدن وتوانایی میزبانی مسابقات مهم رو دارن.

قصد من این نیست که فقط به نکات منفی ورزش ایران در این چند سال اشاره کنم.اگر بخواهیم از موفقیت ها صحبت کنیم باید حتما به قهرمانی بسکتبال ایران در جام ملتهای آسیا اشاره کنیم که اتفاق بزرگی بود که سال گذشته رخ داد.تیمی که در المپیک هم حاضره و انصافا تدارک خوبی هم دیده.به نظر من اگر هزینه ای که برای فوتبال در نظر گرفته می شود رو در دیگر رشته های ورزش گروهی مثل والیبال بسکتبال وهندبال صرف کنیم به مراتب نتیجه بهتری جواهیم گرفت.

با تمام این اوصاف باید قبول کرد که ورزش ما هم مثل اقتصاد و سیاست خارجی دولت نهم مشکلات اساسی و بنیادی داره که به این زودی ها حل شدنی نیست.
+ نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 14:54 توسط هادی مسعودی |

چند روز پیش داشتم  دوهفته نامه گل آقا رو می خوندم که چشمم به یه مطلب جالب افتاد گفتم بهتره اونو تو وبلاگ بنویسم.

                                       پدران دیروز و پدران فردا

دیروز:پسرها گاهی اوقات یواشکی لباس پدرهایشان را می پوشیدند.

امروز:بچه ها اگر از سرما رو به مرگ هم باشند لباس پدرهایشان را نمی پوشند.

دیروز:با ورود پدرها همه بچه ها به احترامشان از جایشان بلند می شدند.

امروز:با ورود پدرها به اتاق بچه ها آنها می گویند: چرا در نزده آمدی؟

دیروز:پدر شب عید یک جعبه مداد رنگی به فرزندش می داد و فرزندش از شادی در پوست خود نمی گنجید.

امروز:پدر اسباب بازی گران قیمتی برای فرزندش می خرد و فرزندش به جای تشکر فریاد می زند: من رایانه می خواستم.

دیروز:هیچ کس چنان که باید وشاید قدر پدرش را ندانست.

امروز:هیچ کس چنان که باید و شاید قدر پدرش را نمی داند.

به این فکر می کنم که اگه ما(منظورم هم نسلای منه) یه روزی ازدواج کردیم و بچه دار شدیم برخورد فرزندامون (نسل فردا) با ما چجوریه؟؟

اصلا مارو قبول دارن؟؟
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 1:4 توسط هادی مسعودی |

 

قطار می رود

 تو می روی

 تمام ایستگاه می رود

ومن چقدر ساده ام

که سالهای سال

در انتظار تو

کنار این قطار رفته ایستاده ام

وهمچنان

           به نرده های ایستگاه رفته

                                        تکیه دادم!

+ نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 18:16 توسط هادی مسعودی |

در بین تمام مردم تنها عقل است که به عدالت تقسیم شده است.

زیرا همه فکر می کنند که به اندازه کافی عاقلند!

(دکارت)

+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 15:1 توسط هادی مسعودی |

  خبر به اندازه کافی تلخ بود از شنیدنش شوکه شدم چون اطلاعی از بیماری شکیبایی نداشتم.به جرات می توان گفت که سینمای ایران یکی از بهترین وصاحب سبک ترین بازیگرانش را از دست داد.کسی که سه بار سیمرغ بلورین جشنواره فجر رو دریافت کرد.بی گمان بازی به یاد ماندنی وی  در هامون تا مدتها با ما خواهد ماند.فیلمی که به اعتقاد اکثر منتقدین یکی از بهترین فیلمهای بعد از انقلاب است.شکیبایی علاوه بر چهره دوست داشتنی صدای دلنشینی داشت که باعث می شد دیالوگهایش تاثیر گذار باشد.آخرین کاری که ازش دیدم اتوبوس شب بود که به خوبی ایفای نقش کرد.برای من بازی وی درسریال خانه سبز که در اواسط دهه 70 پخش می شد دوست داشتنی وخاطره انگیز بود.روحش شاد
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 17:39 توسط هادی مسعودی |

شاید شبیه دانشگاه نباشه اما دوست داشتنیه   روزی که امتحانای این ترمم(نیمسال دوم87-86)تموم شد حس عجیبی داشتم.به این فکرمی کردم که چقدر زود دیر شدوسه سال از دوران دانشجویی به سرعت برق و باد گذشت.به قول خیام:

ازآمدن بهارورفتن دی                   اوراق وجودماهمی گرددطی

خدا کنه همه ما بتونیم ازاین فرصت بیشترین بهره روببریم.دورانی که خاطراتش برای همیشه توذهن می مونه.

این سه سالی که تودانشکده علوم اجتماعی بودم رویدادهای زیادی رخ داد که می خوام به چندتا از اونا که به نظرم مهم تر بودن اشاره کنم.

_اولین اتفاق حضور شریعتی رئیس دانشگاه دردانشکده بود که به صحنه اعتراض بچه ها به اخراج نمکدوست(استاد ارتباطات)منجر شدوشریعتی با شرمندگی دانشکده رو ترک کرد.

_دومی حضورجعفرپناهی کارگردان آفساید بود که وقتی فیلمش مجوز اکران نگرفت تصمیم به نمایش فیلم تو دانشگاه هاگرفت.درسته که آفساید خالی از ایراد نبود اما اکرانش تو اون دوره اتفاق مهمی بود.

_اتفاق بعدی حضور مانوئل کاستلز استاد دانشگاه برکلی کالیفرنیا ویکی از مشهورترین جامعه شناسان بود.که قرار بود برای دانشجویان فوق ودکتری صحبت کنه امابه دلیل استقبال بچه ها مجبور به سخنرانی برای همه شد.

_انتخابات انجمن اسلامی اتفاق مهمی بود که خرداد پارسال رخ داد.سیاست دانشگاه این بود که از برگزاری انتخابات تو دانشکده ها به هر قیمتی که شده جلوگیری کنه اما بچه ها در حین انجام انتخابات بودن که حراست وارد عمل شد وچندتا از بچه ها رو کتک زد ودرگیری ها اوج گرفت.اتفاقی که تا چند روز تو روزنامه هاوخبرگزاری ها بازتاب داشت.اگرپادرمیانی ودرایت فرقانی(رئیس وقت دانشکده)نبود ممکن بود یه حادثه تلخ مثل هیجده تیر شکل بگیره.بعد ازاین اتفاق دانشگاه به هدفش رسید وجلوی هرگونه حرکت انتقادی رو گرفت وحکم به تعلیق عده زیادی از بچه هاداد.دیگه دانشگاه آروم شده بودو خبری ازتحصن وانتقاد نبود.دانشگاه به سختی برای شب شعر مجوز می داد اجرای موسیقی لغو می شد وبه ندرت جلسات نقد کتاب برگزار می شد.

_ازسال86 به بعد دیگه به نظرم اتفاق مهمی رخ نداد به جزسخنرانی سید جواد طباطبائی که مرد سال علوم اجتماعی ایران ومهم ترین اندیشمند فلسفه سیاسی بود.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 2:9 توسط هادی مسعودی |

بعد از مدتها فرصت مناسبی دست داد تا یه وبلاگ درست کنم ومطالب مورد علاقمو بنویسم.اما چیز زیادی بلد نیستم.ازهمه دوستام که تجربه بیشتری دارن می خوام که بهم کمک کنن.

شاید یکی از دلایلی که اسم وبلاگ رو زلف گذاشتم بکار بردنش در چندتا کار از محسن نامجو باشه.یعنی یه جور علاقه شخصیه.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 3:27 توسط هادی مسعودی |