زلف

به بوی زلف تو دم می زنم در این شب تار .... و گرنه چون سحرم بی تو یک نفس نرود

عدم حمایت از عارف جفا به گفتمان اصلاح طلبی است

  در حالی که چهار روز به انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده است،تا این لحظه گفتگوها برای ائتلاف روحانی وعارف به نتیجه ای نرسیده است و بزرگان اصلاحات به خصوص آقای خاتمی حمایت خود را از محمد رضا عارف به صورت علنی اعلام نکرده اند.تنور انتخابات پس از آخرین مناظره داغ تر شده است در اردوگاه اصولگرایان اختلافات اساسی وجود دارد که عمق این اختلاف نظر در مناظرۀ سیاسی آشکارتر شد.اما در نقطه مقابل همسویی بیشتری بین افکار و عقاید روحانی و عارف دیده می شود و به همین خاطر است که بسیاری از فعالان اصلاح طلب بر ضرورت اجماع تاکید دارند تا تجربه تلخ انتخابات سال 84 تکرار نشود.

این دیدگاه که از پراکندگی آرای طرفداران اصلاحات جلوگیری شود کاملا درست و سنجیده است.اما نکته ای که در این بین مغفول مانده، این است که اگر ائتلافی رخ ندهد رهبران اصلاحات چه موضعی را در پیش خواهند گرفت؟ آیا در شرایط کنونی به خصوص بعد از رد صلاحیت ناباورانه هاشمی که قطعا منجر به آن خواهد شد تا بخشی از طرفداران اصلاحات انتخابات را تحریم نمایند و امکان موفقیت کاندیدای اصلاح طلب کم شود، سکوت خاتمی و بزرگان اصلاحات صحیح است؟به چه دلیل در این کارزار سخت و دشوار دکتر عارف که تنها نماینده اصلاح طلبان می باشد و بارها در مناظره ها و مصاحبه هایش از خاتمی و دوران اصلاحات تعریف و تمجید نموده را تنها گذاشته اید؟آیا این بی توجهی شما جفا به گفتمان اصلاح طلبی نیست؟چرا روزنامه شرق و اعتماد به جای حمایت از عارف بیشتر اخبار انتخاباتی روحانی را انعکاس می دهند؟

کافی است حمایت خود را علنی کنید. درست است که احزاب اصلی اصلاح طلب بعد از رد صلاحیت هاشمی قصد تحریم انتخابات را دارند اما تنها راه امید به تغییر و بهبود تدریجی و مرحله به مرحله اوضاع نابسامان کشور، با مشارکت و حمایت از کاندیدای اصلاح طلب امکان پذیر است.این فرصت تاریخی را از دست ندهید.آرا خاکستری بسیار زیاد و تاثیر گذارند هنوز بخش قابل توجهی از جامعه گزینه اصلح خود را انتخاب نکرده اند.آقای خاتمی محافظه کاری را کنار بگذارید و از معاون شریف و دوست داشتنی خود حمایت کنید یا تصمیم به تحریم انتخابات بگیرید.

در آشفته بازار اصولگرایان با حمایت از گزینه نهایی اصلاح طلب می توان انتخابات را به دور دوم کشاند.آقای خاتمی این فرصت تاریخی را از دست ندهید سکوت شما منجر به پیروزی اصولگرایان خواهد شد و امید به اصلاحات اجتماعی و سیاسی برای همیشه از بین خواهد رفت.اگر این اتفاق تلخ بیفتد دیگر حق ندارید خود را رهبر اصلاحات بدانید.

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1392ساعت 11:16 توسط زلف |

مناظره ای از جنس توهین

اولین مناظره انتخاباتی سال 92 با حضور  هشت نامزد نهایی انتخابات با تأکید بر مسائل اقتصادی  برگزار شد. از نوع برگزاری، قرار گرفتن نامزدها در یک ردیف و فرصت کوتاه بین نود ثانیه تا سه دقیقه برای پاسخ دهی به سوالات  کاملا مشخص بود که صدا و سیما به هیچ عنوان خواستار برگزاری یک مناظره چالشی و تأثیر گذار که بر اساس آن مردم بتوانند تصمیم درستی برای انتخاب نامزد مورد علاقۀ خود بگیرند،نیست.از ابتدای مناظره هر چه که منتظر چالشی شدن بحث های اقتصادی بودیم اتفاق خاصی رخ نداد و در این بین فقط دکتر عارف بود که گهگاه با انتقاد صحیح از حاکمیت یکپارچه اصولگرایان به دفاع از عملکرد اصلاح طلبان پرداخت و تنها به مدت ده دقیقه موجب ایجاد بحث وتبادل نظر بین کاندیداها شد.

اما اوج فاجعه قسمت دوم مناظره بود جایی که مجری برنامه قصد مطرح کردن سوالات تستی داشت. صحبت های آقای حیدری مجری برنامه باعث حیرتم شد.در این بین اعتراض دکتر عارف به سوالات تستی به موقع و صحیح بود وی نشان داد که شهامت اعتراض به نحوۀ برخورد غلط صدا و سیما را دارد و به هیچ یک از سوالات تستی جواب نداد.البته بعد از عارف، رضایی و روحانی هم اعتراض نمودند اما نامزدهای محافظه کار مخالفت چندانی نشان ندادند.

متأسفانه رو سیاهی به ذغال ماند. عملکرد صدا و سیما توهین آمیز بود و همانند سایر جهت گیری های سیاسی، این بار نیز رسانۀ ملی بازندۀ قاطع منازعات سیاسی شد. رسانه ای که همواره شعور مخاطب را در پوشش اخبار سیاسی داخلی و خارجی به بازی می گیرد.اما برندۀ مناظرۀ اول دکتر عارف بود که با جسارت و اعتراض به موقع اش موجب افزایش محبوبیت خود در بین بخشی از بینندگان شد.

 

+ نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1392ساعت 18:57 توسط زلف |

باطل کردن شناسنامه

  آیت الله هاشمی رفسنجانی یکی از نزدیک ترین یاران امام و از مهم ترین مبارزین انقلابی به همراه آیت الله طالقانی و آیت الله منتظری، برای انخابات ریاست جمهوری رد صلاحیت شد.خبری که غیر قابل باور اما قابل پیش بینی بود.فرماندۀ جنگ، دو دوره رئیس جمهور و رئیس مجلس، رئیس مجلس خبرگان و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، به تشخیص شورای نگهبان صلاحیت احراز پست ریاست جمهوری را ندارد.

این بار گویی انقلاب علاوه بر فرزندان، پدر خود را می خورد. این تیتر روزنامۀ نیویورک تایمز بعد از رد صلاحیت هاشمی بود.هنگامی که وی در آخرین لحظات برای نامزدی ریاست جمهوری اعلام آمادگی نمود موجی از شادی در میان افرادی که از وضعیت کنونی کشور دلسرد شده بودند و اعتقادی به اصلاح امور از طریق شرکت در انتخابات نداشتند، ایجاد شد. اجماع حول آیت آلله برای اصلاح و بازگشت به اعتدال و جلوگیری از تندروی ها شکل گرفت و از آن طرف موجی از ترس و واهمه در دل تمامیت خواهان ایجاد شد و تخریب هاشمی شدت گرفت.از صحبت های آیت الله جنتی در نماز جمعه و حسین شریعتمداری در کیهان حدس زده می شد که شوراری نگهبان قصد باطل کردن شناسنامۀ انقلاب را دارد. این اتفاق ناخوشایند افتاد و آنهایی که بوی بهبود ز اوضاع جهان شنیده بودند نا امید و دلسرد در انتظار خزان آرزوهای خود نشسته اند.

نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار        دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند 

عکس العمل هاشمی نیز قابل پیش بینی بود او فردی اخلاق گرا و صبور است و در بیانیۀ سوم خود در جواب بی اخلاقی ها گفـت:

"من نیز باید برای اعتلای نظام؛ نا ملایمات را تحمل کنم و نیم قرن است که این سخنان را از مارکسیست ها، سلطنت طلب ها، منافقین، گروهک‌ها و افراطیون جناح‌های سیاسی در داخل و خارج می‌شنوم و همیشه از خداوند متعال می‌خواهم که توفیق رعایت اخلاق را از ما دریغ نفرماید و گاهی که بی انصافی‌ها به اوج می‌رسد؛ همه زمزمه کنیم:

هر کس بد ما به خلق گوید      ما چهره‌ی او نمی‌خراشیم

باش همچون درخت سایه افکن ، هر که سنگت زند، ثمر بخشش"

پ ن 1 : با تمام انتقاداتی که در سالهای گذشته به آیت اللۀ هاشمی داشته ام، اما درسی بزرگ از او گرفتم و آن درس صبر و استقامت است.زمانی که در آن مناظرۀ کذایی در مقابل پنجاه میلیون بیننده به خانواده اش توهین شد، انتظار داشتم واکنش تندی نشان دهد اما در اولین و آخرین تریبون نماز جمعه فقط از حق مردم صحبت نمود و در دفاع از خانوادۀ خود هیچ نگفت.

پ ن 2:مثل این می ماند که در فینال جام جهانی قرار بر این باشد که اسپانیا با بورکینافاسو بازی کند اما در آخرین لحظات اجازۀ حضور اسپانیا در بازی نهایی را ندهند و مالدیو را جایگزین اسپانیا کنند و بعد به تمام تماشاگران اسپانیا بگویند با همان شور و هیجانی که قصد دفاع از تیم محبوبتان را داشتید، بیایید و از مالدیو حمایت کنید.

حالا شده حکایت انتخابات ما، با این اوصاف قطعا حماسۀ سیاسی رخ نخواهد داد.

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1392ساعت 12:31 توسط زلف |

عدالت علی وار

حتما این ماجرا را بارها شنیده اید که در زمان حضرت علی (ع)،سپاه شام خلخال از پای زن یهودی ربودند و حضرت با شنیدن این خبر فرمودند: اگر کسی این خبر را بشنود و از غصه دق کند و بمیرد، ملامتی بر او نیست. در واقع می توان گفت این سخن تأکیدی مهم بر لزوم تعهد انسان نسبت به هم نوع خود است.

حال ببینیم ما چه تعهد و حس همدردی با همنوع خود داریم زمانی که ستار بهشتی به دلیل قصور مسئولان زندان کشته شد چه عکس العملی نشان دادیم؟آیا نحوه برخورد وزیر کشور با این ماجرا صحیح بود؟آن هنگام که وزیر کشور علیرغم پرسش علی مطهری نماینده مجلس که گفت چرا از خانواده ستار بهشتی عذرخواهی نکردید، تأکید کرد که با عذرخواهی چیزی درست نمی شود.

آیا این است عدالت علی وار؟؟؟؟؟؟

پ ن: چه مظلوم و صبور است علی که همسرش فاطمه، بهترین و والاترین زن آفرینش را به ناحق کشتند و آن بزرگوار که ظلم به یک پیرزن یهودی را برنمی تابد، باید بی عدالتی و جفای بی خردان به همسر بزرگوارش را تحمل نماید.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1392ساعت 11:46 توسط زلف |

هیچکس همراه نیست....

تنهای آخر!!!!

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1391ساعت 13:34 توسط زلف |

دریغ از یک معذرت خواهی

دومین دانش آموز حادثه آتش سوزی مدرسه شین آباد هم در گذشت...

انگار این روزها عادت کرده ایم به شنیدن خبرهای تلخ.

اما مسأله ی ناراخت کننده تر عدم عذر خواهی مسؤلین دولتی است.متأسفانه در این مواقع هیچ کس اشتباهات خود را نمی پذیرد.دراکثر کشورهای غربی که مسؤلین ما آنها را نماد کفر و استکبار جهانی می دانند اگر نمونۀ چنین اتفاقاتی بیفتد در وهلۀ اول بالاترین مقام اجرایی آن کشور از مردم عذرخواهی می کند و در مرحلۀ بعدی مسؤل ذیربط کمترین کار ممکن یعنی استعفا را انجام می دهد.اما در کشور ما که رییس جمهور آن مدعی انسانیت و عدالت است حتی یرای خانواده های قربانیان این حادثۀ تلخ یک پیام تسلیت ارسال نکرد و صدا و سیما نیز به هیچ عنوان این فاجعه را پوشش نداد.در حالی که در مقام مقایسه باراک اوباما رییس جمهور آمریکا بلافاصله بعد از تیر اندازی به دانش آموزان دبستان سندی هوک شهر نیوتان در مقابل دوربین های تلویزیونی حاضر شد، اشک ریخت و به دیدار خانواده های قربانیان رفت و با آنها ابراز همدری نمود.

پ ن: تنها وزیر زن دولت احمدی نژاد برکنار شد.پیشنهاد می کنم رییس جمهور مردمی و عدالت محور از آقای نیکزاد که توانایی های خود را در تمام عرصه ها نشان داده به عنوان سرپرست موقت استفاده کند و در مرحلۀ بعدی وزارت بهداشت را با وزارت راه و شهرسازی ادغام نماید!!!

+ نوشته شده در جمعه هشتم دی 1391ساعت 22:38 توسط زلف |

به یاد پری خالجان


زنده وار

 

 چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی ، نه غمگساری

 نه به انتظار یاری ، نه ز یار انتظاری

 غم اگر به کوه گویم بگریزد و بریزد

 که دگر بدین گرانی نتوان کشید باری

چه چراغ چشم دارد از شبان و روزان

که به هفت آسمانش نه ستاره ای ست باری

دل من ! چه حیف بودی که چنین ز کار ماندی

 چه هنر به کار بندم که نماند وقت کاری

نرسید آن ماهی که به تو پرتوی رساند

 دل آبگینه بشکن که نماند جز غباری

همه عمر چشم بودم که مگر گلی بخندد

 دگر ای امید خون شو که فرو خلید خاری

 سحرم کشیده خنجر که ، چرا شبت نکشته ست

 تو بکش که تا نیفتد دگرم به شب گذاری

 به سرشک همچو باران ز برت چه برخورم من ؟

 که چو سنگ تیره ماندی همه عمر بر مزاری

 چو به زندگان نبخشی تو گناه زندگانی

بگذار تا بمیرد به بر تو زنده واری

 نه چنان شکست پشتم که دوباره سر بر آرم

 منم آن درخت پیری که نداشت برگ و باری

 سر بی پناه پیری به کنار گیر و بگذر

 که به غیر مرگ دیگر نگشایدت کناری

 به غروب این بیابان بنشین غریب و تنها

 بنگر وفای یاران که رها کنند یاری

                                                        (هوشنگ ابتهاج)



+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389ساعت 12:11 توسط زلف |

بهاران خجسته باد...

زمستان رو به اتمام است و بهار در راه…

سال 88 واپسین روزهایش را سپری می کند. سالی عجیب و پر حادثه.سالی که در عرصه ی سیاسی و اجنماعی تحت تاثیر انتخابات و حوادث بعد از آن قرار گرفت و  در زمینه ی شخصی متفاوت تر از سالهای قبل بود.سالی که لحظه های خوشی و ناخوشی بسیار داشت.

هرچند که اواخر امسال بسیار سخت سپری شد،اما خوشبختانه امید به فرداهای بهتر تحمل مشکلات را آسان نمود.

امیدوارم سال پیش رو برای تمامی ایرانیان پر خیرو برکت باشد

به امید فرداهای بهتر...

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اسفند 1388ساعت 0:10 توسط زلف |

خوشحالم که تموم شدن این روزهای سخت...

تو دبیرستان معلمی داشتیم که می گفت سخت ترین کار دنیا درس خوندنه…اون وقتا این حرف رو جدی نمی گرفتم چون که بیشتر ما تو دوران تحصیلی مون شب امتحانی بودیم و هر طور شده سعی می کردیم از سد امتحانات با موفقیت عبور کنیم.این کار هر چند خیلی هم آسون نبود اما سختیش یکی دو هفته بیشتر نبود واسه همین نمیشد اسمش رو سخت ترین کار دنیا گذاشت…

تو دانشگاه هم تقریبا وضع به همون منوال بود یعنی میشد شب امتحان با هرمشقتی که شده درس ها رو پاس کرد اما هر چقدر که به ترم های آخر دانشگاه نزدیک می شی،میبینی که درس خوندن فقط به نمره نیست و برای با سواد شدن فقط و فقط باید خوند و کار پژوهشی و علمی انجام داد.اون وقته که ترجیح میدی با استادی درس داشته باشی که بار علمیت رو بالا ببره... اینجا دیگه نمره اهمیتی نداره.وقتی با استادی مثل پیران کلاس داشته باشی متوجه میشی که چقدر بی سوادی و چقدر بار علمیت کمه...

وقتی برای آزمون کارشناسی ارشد واسه دو ماه خونه نشین میشی و صبح تا شب می خونی و تازه هر چقدر هم که می خونی باز میبینی که خیلی عقبی و کلی از منایع دیگه هستن که جا واسه خوندنشون داشتی...دیگه باورت میشه که انگار آره، سخت ترین کار دنیا درس خوندنه....

...حالا دیگه خوشحالی که تموم شدن این روزهای سخت، روزهایی که حسرت به دل بودی واسه پنج دقیقه با خیال راحت یه آهنگ از شجریان گوش بدی و وبلاگت رو آپ کنی...و از همه بدتر این که نمیتونستی کسی که دوستش داری رو ببینی.

خوشحالم که تموم شدن این روزهای سخت...

 

+ نوشته شده در دوشنبه سوم اسفند 1388ساعت 1:55 توسط زلف |

چه خوش است روز میلاد تو...

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
 تا اشارات نظر نامه رسان من و توست
 گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست
 روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
 حالیا چشم جهانی نگران من و توست
گر چه در خلوت راز دل ما کس نرسید
 همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست
 گو بهار دل و جان باش و خزان باش ، ارنه
 ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست
 این همه قصه ی فردوس و تمنای بهشت
 گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست
 نقش ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل
 هر کجا نامه ی عشق است نشان من و توست
 سایه ز آتشکده ی ماست فروغ مه و مهر
 وه ازین آتش روشن که به جان من و توست

برای حضور پاکت که این روز رو واسم به یکی از زیباترین روزهای زندگیم تبدیل کرده.

+ نوشته شده در شنبه پنجم دی 1388ساعت 10:57 توسط زلف |
مطالب قدیمی‌تر