حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند محرمی کو که فرستم بتو پیغامی چند
چند روزی هست که این بیت حافظ در ذهنم نقش بسته و لحظه ای تنهام نمی ذاره.نمی دونم این بیت چه تعبیری داره اما دو هفته ای هست که خیلی آشفته ام و حس عجیبی دارم.به نظر من درمصرع اول این بیت هم بار غم عجیبی وجود دارد که در آن حافظ به گذشت ایام و سپری شدن عمر و عدم انجام کاری تاکید می کند.
در مورد من هم این بیت مصداق داره این که کنکور کارشناسی ارشد داره از راه می رسه و درس نخوندم واین که هنوز کارهای درسی مربوط به دکتر فاضلی رو انجام ندادم.
پ ن 1:منتظر یه رویداد هستم که نمی دونم نتیجه خوبی داره یا نه به خاطر همین آشفته ام.واسم دعا کنید که خیلی احتیاج به کمک دارم
پ ن 2:از تمامی دوستان می خوام که اگر برداشتی از این بیت دارند برای من بنویسند.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 10:36 توسط هادی مسعودی
|
مهترین درسی که این ترم دارم مردم شناسی فرهنگی نام دارد تا افتخار شاگردی دکتر نعمت الله فاضلی (استادیار انسان شناسی و مطالعات فرهنگی دانشگاه علامه طباطبایی) را تجربه کنم.
در طول چهار سالی که در دانشکده علوم اجتماعی تحصیل می کنم تعداد اساتیدی که انگیزه کافی را برای مطالعه بیشتر و بدست آوردن ذهن تحلیل گرانه در اختیار دانشجویان قرار دهند بسیار کم دیده ام.البته مقصود بنده این نیست که ضعف رشته های علوم انسانی در دانشگاه های کشور را فقط به کمبود اساتید توانمند مرتبط بدانم.که این نوع نگاه منصفانه نیست زیرا ما دانشجویان علوم اجتماعی که مدعی توسعه بینش جامعه شناختی هستیم عملاً قدمی موثر برای از بین بردن ضعف ها و کمبودها بر نداشته ایم.
در محیط دانشگاهی این کمبودها به قدری جدی و آشکار است که منجر می شود سید جواد طباطبایی به عدم وجود دانشگاه در حوزه علوم اجتماعی اشاره کند وی در پاسخی که اردیبهشت ماه 87 برای شهروند امروز می فرستد به وضوح می گوید:(...تکرار می کنم که دست کم در حوزه علوم اجتماعی،به نظر من،ما هنوز دانشگاه در معنای درست آن نداریم.منظورم این نیست که دانشگاهیانی نداریم،که بی هیچ تردیدی داریم،اگر چه شمار آنها بسیار اندک است،اما دانشگاه به عنوان نهاد تولید علم در ایران وجود ندارد.همین فقدان دانشگاه موجب شده است که بخش بزرگی از بحث های مهم در قلمرو علوم اجتماعی به ناحیه ای در بیرون دانشگاه و در واقع، به حومه آن انتقال پیدا کند.)
وی در ادامه می گوید:(تا زمانی که ما دانشگاه نداشته باشیم،که نداریم،البته،با دانشگاهیانی واقعی،وضع همین خواهد بود.دانشگاهیان و اهل تحقیق می توانند درباره این مباحث به گفتگو بنشینند و آن گاه می توان نتایج آن ها را به عامه روزنامه خوان علاقمند انتقال داد.در ایران چون دانشگاه وجود ندارد،روزنامه ها متولی چنین بحث هایی هستند و از آن جا که روزنامه ها محل جولان روشنفکران دست چندم است،و به طور بیمار گونه ای سیاسی،از هر بحثی جنجالی درست می کنند،زیرا جز در چنین فضای آلوده ای نمی توانند تنفس کنند.سیاست ،به عنوان میدان پیکار برای کسب قدرت،مکان سو تفاهم و روشنفکری زهدان سو تفاهم است.)
مقصود از بیان مطالب فوق این بود که ما دانشجویان نباید فرصت مناسبی را که برای از بین بردن این ضعف ها پیدا می کنیم به آسانی از دست بدهیم.برای بنده شاگردی دکتر فاضلی می تواند مثمر ثمر واقع شود.
به گفته دکتر فاضلی مردم شناسی فرهنگی کمکی برای بدست آوردن ذهن تحلیل گرانه و توسعه بینش جامعه شناختی است.شاید به هین دلیل باشد که ایشان با یک اقدام سنجیده وموثر،اولین وظیفه که بر عهده دانشجویانش می گذارد ایجاد وبلاگ است تا شاگردانشان بتوانند به ذهنی تحلیلگر دست یابند.
یاد گرفتن اینکه جامعه شناسانه بیاندیشیم به معنای پرورش نیروهای تخیل است مطالعه جامعه شناسی تنها یک فرایند عادی برای کسب آگاهی نیست.جامعه شناس واقعی کسی است که می تواند خود را از تاثیر مستقیم اوضاع واحوال شخصی آزاد کند و همچنین کار جامعه شناسانه بستگی دارد به آنچه سی رایت میلز در عبارتی مهشور تخیل جامعه شناسانه می نامد.تخیل جامعه شناسانه مستلزم توانایی دور ساختن اندیشه مان از جریان های عادی زندگی روزانه برای از نو نگریستن به آنها است.
به دلیل تاثیر تخیل جامعه شناسی است که می توانیم بگوییم شاعران بهترین مردم شناسان هستند زیرا زبان در شعر آخرین حد توانایی اندیشیدن را آشکار می کند.به گفته دکتر فاضلی دانشمند خوب کسی است که به خوبی مثال بزند و در مطلبی دیگر می گوید:فکر کردن یک فرایند خلق کردن یک چیز است.زمانی که تجربه خود را به صورت دانش بر می انگیزیم فعال بودن شکل می گیرد.انسان مدرن تمایل دارد به خودآگاهی برسد و دانش خود را به کار گیرد.
هدف از ایجاد وبلاگ فکر کردن است تا تجربه زیستی خود را به دانش تبدیل کنیم.
به گفته دکتر فاضلی جامعه شناسی از طریق تعریف،واژه را باز تولید می کند و به مفهوم تبدیل می کند.اگر می خواهیم درهر زمینه علمی کار بلد باشیم باید ذهنی مفهوم بندی شده داشته باشیم.و اندیشیدن را که سه نکته اساسی ومهم یعنی 1-مفهوم سازی 2-مثال زدن و3-استعاره سازی است را بکار بگیریم.
امید است بکارگیری روشهای علمی و تا حدودی متفاوت توسط دکتر نعمت الله فاضلی منجر به از بین رفتن کمبودها در بین دانشجویان جامعه شناسی شود.
+ نوشته شده در شنبه چهارم آبان 1387ساعت 17:41 توسط هادی مسعودی
|
حدود یک ماهی می شد به خاطر ایرادی که کامپیوترم آورده بود نتونستم مطلبی در وبلاگ بنویسم.گرچه با نبود من در این دنیای مجازی آسیبی به فرهنگ این مملکت نمی رسه اما سعی می کنم از این به بعد با مطالب مفیدتری به روز باشم.
+ نوشته شده در جمعه سوم آبان 1387ساعت 21:57 توسط هادی مسعودی
|