تبليغاتX
زلف







زلف

به بوی زلف تو دم می زنم در این شب تار .... و گرنه چون سحرم بی تو یک نفس نرود

فرهنگ غذایی ایرانیان


یکی از مهمترین عوامل شکل دهنده ی الگوی غذایی هر جامعه،مجموعه عادات وفرهنگ غذایی آن جامعه است عادات غذایی از یک طرف پاسخگوی خواسته های غریزی و فیزیولوژیک بدن و از سوی دیگر یک رفتار فرهنگی است. اسناد تاریخی بیانگر قدمت 4هزار ساله غذاهای ایرانی نظیر انواع سوپ،آش و میرزا قاسمی است.اکنون در قرن بیست و یکم پزشکان برای رژیم درمانی صرف این غذاهای قدیمی را توصیه می کنند که به نسبت غذاهای جدید از سلامت بهتری برخوردارند.
پس از ایران چین و هند به علم تغذیه دست پیدا کردند.
ایرانیان مردمی خوش ذائقه اند و به مزه غذا اهمیت زیادی می دهند از همین رو تنوع غذایی در بین آنها بسیار بالاست. سنت خوردن،از ماندگارترین میراث های فرهنگ و تمدن ایرانیان است که همچنان،همچون یک آیین و رسم تخطی ناپذیربجا آورده می شود.در ایران هیچ آیین و مراسمی وجود ندارد که در آن غذا خوردن جایگاهی نداشته باشد.
نکته ی  جالب توجه اینکه 107 نوع غذای ایرانی آمادگی عرضه به طور فست فود را دارند اما رستوران ها و مراکز عرضه ی غذاهای آماده وسریع،غذاهای پرچرب را روی پیشخوان خود می گذارند.

عصر تکنولوژی و دنیای مدرن حتی در غذا خوردن افراد هم تاثیر گذاشته است.با وجود اینکه هنوز پدربزرگ ها و پدرانمان،از سفره های بلند پهن شده روی قالی دستباف می گویند و خاطرات نه چندان دورشان را تعریف می کنند،اما امروز دیگر از آن سفرهای بلند و سرشار از صمیمیت خبری
نیست.

اگر شما هم در خانواده ای سنتی بزرگ شده باشید به وضوح دیده اید که چقدر برای مادر خانه مهم است که تمامی اعضای خانواده سر یک سفره غذا میل کنند و عدم حضور فرزندان پای سفره برایش قابل پذیرش نیست.دربین خانوادهای سنتی سفره و نان از قداست و اهمیت بالایی برخوردار است.
مدرنیته و تحولات اجتماعی منجر به رشد فردیت افراد شده که در مورد فرهنگ غذایی نیز به وضوح قابل مشاهده است در حالی که ایرانیان علاقه ی زیادی به غذا خوردن دست جمعی و در فضای باز   دارند اما تحولات اجتماعی منجر به تغییر مکان غذاخوردن به فضاهای بسته و تک نفره یا به ندرت دو نفره شده است.
با ماشینی شدن جوامع عادات و فرهنگ غذایی افراد تغییر کرده است به طوری که جوانان غداهای آماده مانند پیتزا و ساندویچ را به غذاهای سنتی ترجیح می دهند و فست فودها تبدیل به نمادی از زندگی مدرن شده اند همچنین غذا خوردن در رستوران ها منجر به تولید معانی جدید شده است.
در مقام جمع بندی باید گفت رشد شهر نشینی و پیشرفت تکنولوژی در فرهنگ و عادات غذایی افراد تاثیر می گذارد
امروزه دیگر مادر خانه زمان زیادی را صرف آشپزی نمی کند به این دلیل که باید به کار خارج از منزلش هم برسد البته وجود دستگاه های جدید آشپزی کار را برایش راحت تر از قبل کرده است.
شاید صحنه غذا خوردن چاپلین در فیلم عصر جدید بیانگر اهمیت زمان در دنیای مدرن باشد.
غرب در گذر زمان غذا خوردن را به یک کارکرد تبدیل کرده است و به تدریج خوردن را از فعلی لذت آمیز و آیینی به عملی عقلانی تبدیل کرده است.

 در قیاس با نمونه های غربی کافی است به صحنه ی غذا خوردن در فیلم های حاتمی و مهرجویی دقت کنیم.
در فیلم های حاتمی غذا خوردن در حد یک آیین بدون جانشین که به زندگی ملال آور و یکنواخت ایرانی قداست می بخشد،نمایش داده می شود.و در فیلم های مهر جویی عمل غذا خوردن دست جمعی،مراسمی برای همدلی وصمیمیت انسان هاست که تمام کینه ها و عداوت هاشان را سر سفره ی غذا فراموش می کنند.شاید به همین دلیل باشد که طبق یک ضرب المثل ایرانی«آنها که نمک همدیگر را خورده اند حق عداوت و خصومت علیه یکدیگر را ندارند»

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 16:26 توسط هادی مسعودی |

نقدی بر کتاب جامعه شناسی نخبه کشی نوشته ی علی رضا قلی

کتاب جامعه شناسی نخبه کشی (نوشته ی علی رضا قلی) به بررسی و تحلیل جامعه شناختی برخی از ریشه های تاریخی استبداد و عقب ماندگی در ایران می پردازد.

هنگامی که کتاب فوق را برای نقد انتخاب و شروع به مطالعه کردم اولین چیزی که برایم جلب توجه نمود تعداد چاپ بالای آن بود (رسیدن به چاپ بیست و هفتم) شاید استقبال بی نظیر خوانندگان جامعه شناسی نخبه کشی بیانگر کمبود کتاب هایی از این دست و عدم شناسایی و توجه به عوامل و ریشه های عقب ماندگی در ایران باشد.

کتاب مورد بررسی از چهار بخش تشکیل شده است که در بخش اول به بررسی ویژگی فرهنگ اقتصادی در ایران از دوره مغولان و ریشه های وابستگی ایران اشاره دارد و در مقابل همزمان به پیشرفت و تحولات سیاسی اجتماعی و اقتصادی دنیای غرب و اروپا می پردازد.و در سه بخش بعدی به ترتیب به اوضاع سیاسی،اجتماعی،فرهنگی و اقتصادی ایران در زمان قائم مقام (میرزا ابوالقاسم قائم مقام)،امیر کبیر (میرزا تقی خان امیر کبیر) و محمد مصدق می پردازد و به تحلیل و واکاوی مشکلات و موانع پیش روی نخبگان اصلاح در پیشبرد برنامه هایشان اشاره می کند.

تصور می کردم کتابی با عنوان جامعه شناسی نخبه کشی،باید سیری منطقی و استدلالهای نظری داشته باشد.اما پس از مطالعه کتاب حق را به نویسنده دادم که در ابتدای کتاب و در کمال صداقت گفته بود:"وقتی که برای آن کتاب (منظور همین کتاب است) گذاشته ام و مدارکی که برای آن استناد کرده ام و کتابهای مرجع قابل استفاده، همه و همه شاید در خور این نباشد که این نام برازنده ی کتاب باشد." ص:8

زیرا این کتاب بیشتر به تاریخ ایران (به خصوص از پانصد سال قبل تا به امروز) پرداخته و هیچ نظریه جامعه شناسی در آن وجود نداشت.

البته همان طور که نویسنده می گوید کتاب فوق نگاهی تحلیلی و نو دارد وی عدم توفیق اصلاحگران و نجبگان اصلاح را در متن جامعه می داند و اعتقاد دارد که باید بار سنگین اصلاح را از دوش یک فرد خاص برداشت و آن را در متن اجتماع قرار داد.

علی رضا قلی تلاش کرده است تا دید چند عاملی را به جای دید تک عاملی بنشاند و می گوید:"می خواستم با این فکر که اگر امیر کبیر زنده بود یا اگر علیه مصدق کودتا نمی شد یا اگر فلانی سر کار بیاید چنین و چنان می شود به مبارزه بر خیزم و نشان دهم که ساختارهای سیاسی –اجتماعی-اقتصادی و فرهنگی تاب تحمل اصلاحات این بزرگان را نداشتند.می خواستم نشان دهم اگر صد بار با استبداد به هر علت گلاویز شویم و آن را تحویل دیگری بدهیم،تا ساختارهای استبداد پرورهستند همچنان به تولید محصول خود خواهند پرداخت." ص:10

نکتۀ جالب توجه این که علی رضا قلی به طور کنایی و غیر مستقیم  مسائل و مشکلات عقب ماندگی را در اوضاع کنونی ایران و دوران انقلاب اسلامی نیز مطرح  شده می داند.

                                                         
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 16:38 توسط هادی مسعودی |

رساله ی صد فرمان

جلال سمیعی حدود دو ماهی می شود که اقدام به نوشتن رساله ی صد فرمان کرده است و هر روز در آن وبلاگ یک پیام یا فرمان اخلاقی می دهد.این پیام ها جدای بار طنز آمیزش انعکاسی از روابط  اخلاقی و اجتماعی روزگار ماست.

همان طور که عبید زاکانی در رسالۀ صد پند خود کوشیده است با بیان واقعیتهای تلخ روزگار خود به زبانی شیرین،آیینه ای شفاف در برابر فساد اخلاقی و بی تدبیری های زمامداران و مردم هم عصر خود قرار دهد،جلال هم در حد توان تلاش کرده است بیانگر مسائل روز جامعۀ ما باشد به همین دلیل باید این اتفاق را به فال نیک گرفت.

خصوصیت خوب فرمان های جلال پویا و تجربه پذیر بودن آنها ست به طوری که خواننده با پیام ها همذات پنداری می کند و احساسی به او دست می دهد که گوئی برخی از این مسائل را تجربه کرده است.

البته همان طور که جلال در نیمۀ راه رسالۀ صد فرمان اشاره کرده است نباید در این نوشته های طنز آمیزبه تحلیل و واکاوی ذهن نگارندۀ اثر پرداخت.اشتباهی که عده ای از خوانندگان(به خصوص خانم ها)دچار آن می شوند.

نباید به این فرامین مصداقی نگاه کنیم بلکه باید زاویۀ دیدمان مفهومی باشد آن وقت است که متوجه می شویم نکات ذکر شدۀ جلال تا چه حدی در جامعۀ امروز ما وجود دارد.

به هر حال امیدوارم جلال سمیعی در ادامۀ این رساله نیز موفق باشد و در صورت امکان آنها را به صورت کتابچۀ طنزی در آورد تا علاوه بر دسترسی در فضای مجازی به صورت مکتوب هم در دسترس باشد.
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 1:1 توسط هادی مسعودی |