جامعه شناسی هنر وادبیات چیست؟ (چیستی و چگونگی)
ارائه كار كلاسي جامعه شناسي هنر و ادبيات در دو جلسه پاياني سال 87 برايم تجربه بسيار مفيدي بود.
از اينرو تصميم گرفتم چكيده نسبتا كاملي از مطالب ارائه شده در كلاس درسي را در وبلاگ قرار دهم تا تمامي دوستان بتوانند از اولين مبحث مربوط به درس جامعه شناسي هنر و ادبيات كه در واقع دريچه ورود به اين علم است، استفاده كنند.
پيشاپيش سال نو را هم به تمامي دوستان تبريك مي گويم و اميدوارم سال پر خير و بركتي داشته باشيد.
جامعه شناسي هنر وادبيات چيست؟ (چيستي و چگونگي)
هدف از مطالعه جامعه شناسي هنر و ادبيات چيست؟
انتظار مي رود با بررسي اجمالي جامعه شناسي هنر وادبيات بتوان به سوالات زير پاسخ داد:
_چرا بايد جامعه شناسي هنر وادبيات را مطالعه كرد و چه ضرورت ها و نيازهايي براي شناخت جامعه شناسانه هنر وجود دارد؟
_جامعه شناسي هنر چيست؟
_جامعه شناسي هنر چگونه به شناخت هنر ها مي پردازد؟
_جامعه شناسي هنر با چه چالش هايي مواجه است؟
مقدمه:
یکی از خصیصه های فرهنگی قرن بیستم رشد علوم اجتماعی و توسعه ی بینش جامعه شناختی (sociological imagination)است. تفسیر جامعه شناختی دستاورد های فرهنگی یکی از ابعاد نفوذ بینش جامعه شناختی در روزگار ماست. بینش جامعه شناختی به ما کمک می کند تا به نحو بهتری آثار هنری و فرهنگی را بشناسیم تفسیری عملی و کاربردی از این آثار به دست آوریم و به بهترین وجه از آثار هنری برای حل مسائل و بحران های انسان امروزی استفاده کنیم.رشته های مختلف جامعه شناسی مانند جامعه شناسی دین – جامعه شناسی فلسفه – جامعه شناسی علم و جامعه شناسی هنر محصول تاملات جامعه شناسانه ی انسان قرن بیستم در حوزه ی فرهنگ است که هر کدام از آن ها به صورت یک نظام علمی با موضوع –هدف و روشهای خاص آن شناخته شده اند و مجموعه ی آن ها نظام علمی گسترده تری به نام جامعه شناسی فرهنگ را تشكيل مي دهد.
ادبيات و هنر مسلما يكي از منابع فرهنگي اصلي هر جامعه براي شناخت فرهنگ است . جامعه شناسان و انسان شناسان براي شناخت فرهنگ ناگزير بايد ادبيات و هنر را بشناسند.
منظور از بينش،نگرش علوم اجتماعي در شاخه هاي مختلف آن است و نه صرفاً جامعه شناسي.و منظور از هنر تمامي شاخه هاي هنر و به بخصوص ادبيات است.نگاه جامعه شناسانه،فقط نگاه جامعه شناسي نيست بلكه نگريستن از منظر علوم اجتماعي است كه جامعه شناسي ،اقتصاد،انسان شناسي،حقوق و مطالعات فرهنگي را در بر مي گيرد.
در نظريه هاي ادبي و هنري جديد «خوانش متن» را بخشي از توليد متن مي دانند.رولان بارت مي گويد:"تنها نوشتن يك اثر كار خلاقانه و آفرينش نيست،بلكه نقد آن اثر هم مي تواند يك كار خلاقانه تلقي شود".به بيان ديگر،اثر ادبي و هنري نمي تواند در مرحله اوليه بماند و خلق ثانويه ي آن در مرحله خوانش روي مي دهد.بنابراين براي اثر ادبي و هنري دو فرايند مي توان فرض كرد:يكي فرايند توليد و ديگري فرايند تحليل.مطلبي كه در مقدمه در صدد بيان آن هستم تاكيد بر «مخاطب فعال» هنر بودن از راه آشنايي با شيوه هاي مختلف متن هاي هنري است.و اينكه مخاطب فعال لذت بيشتري از هنر مي برد تا مخاطب منفعل كه قادر به رمزگشايي و برخورد انتقادي با متن هاي هنري نيست.
خوانش جامعه شناسانه آثار هنري علاوه بر توليد لذت بيشتر در مخاطب،به او قدرت بهره برداري اقتصادي،سياسي،اجتماعي و فرهنگي بيشتر از آثار هنري را هم مي دهد.نقد جامعه شناسانه هنر به نوعي كاركردهاي گوناگون هنر را نيز آشكار مي سازد.اين نوع نقدها و پژوهش ها متن هنري را در بستر اجتماعي و تاريخي آن قرار مي دهد و از اين طريق به مخاطب آن كمك مي كند تا بتواند نسبت هاي ممكن بين خود و متن هاي هنري را دريابد و به آن وقوف واگاهي پيدا كند.
ادامه مطلب

