تبليغاتX
زلف







زلف

به بوی زلف تو دم می زنم در این شب تار .... و گرنه چون سحرم بی تو یک نفس نرود

رسم دایی کشی

عدم موفقیت ورزش ایران در عرصه ی بین المللی (به خصوص در دولت آقای احمدی نژاد) مسئله ی تازه ای نیست.

در واقع ورزش ما هم جدا از بقیه ی عرصه ها نیست.مگر در ساختارهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، روابط بین الملل و... موفق بوده ایم که انتظار داریم ورزش  ( به خصوص فوتبال) یک تنه جور تمامی معضلات ریشه ای و ساختاری را بکشد.

عدم نتیجه گیری تیم ملی فوتبال در مسابقات مقدماتی جام جهانی و شکست در مقابل تیم عربستان، آن هم در مقابل دیدگان صد هزار تماشاگر ایرانی (که به اعتقاد نگارنده یکی از تلخ ترین روزهای ورزش ما بود و منجر به تحقیر فوتبالمان شد) و سپس برکناری علی دایی از سر مربیگری تیم ملی، بازتاب واقعیت ورزش ماست.

بر کناری علی دایی از تیم ملی پاک کردن صورت مسئله و فریب اذهان عمومیست. البته منظورم دفاع ار عملکرد  دایی نیست زیرا او هم در عدم نتیجه گیری تیم ملی مقصر است اما باید مقصر اصلی را پیدا کرد که منجر به انتخاب وی به عنوان مربی تیم ملی شد.

شکست وزرش ایران نشانگر عدم آینده نگری و کار کارشناسی و انتصاب افراد بی لیاقت و بی کفایت است.

مولوی می گوید:    خشت اول چون نهد معمار کج        تا ثریا می رود دیوار کج

وقتی که مهندس علی آبادی رییس سازمان تربیت بدنی است، دیگر از فدراسیون های ورزشی چه انتظاری می توان داشت؟

وقتی که علی کفاشیان رییس فدراسیون فوتبال است، دیگر از فوتبال این مملکت چه انتظاری می توان داشت؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 18:44 توسط هادی مسعودی |

نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی....

باز آمدم چون عید نو، تا قفل زندان بشکنم

وین چرخ مردم خوار را، چنگال و دندان بشکنم

هفت اختر بی آب را، کاین خاکیان را می خورند

هم آب بر آتش زنم، هم بادهاشان بشکنم

گشتم مقیم بزم او، چون لطف دیدم عزم او

گشتم حقیر راه او، تا ساق شیطان بشکنم

گر پاسبان گوید که هی، بر وی بریزم جام می

دربان اگر دستم کشد، من دست دربان بشکنم

چرخ ار نگردد گرد دل، از بیخ و اصلش بر کنم

گردون اگر دونی کند،گردون گردان بشکنم

خوان کرم گسترده ای، مهمان خویشم برده ای

گوشم چرا مالی اگر،من گوشه ی نان بشکنم؟

ای که میان جان من، تلقین شعرم می کنی

گر تن زنم خامش کنم،ترسم که فرمان بشکنم

                                               ( مولانا)

 

پ ن: هتفه ی آخر اسفند ماه ۸۷ شهرام ناظری کنسرتی در کرج داشت.شنیدن صدای استاد بطور زنده فوق العاده بود و من کلی لذت بردم.

+ نوشته شده در یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 11:48 توسط هادی مسعودی |