تبليغاتX
زلف







زلف

به بوی زلف تو دم می زنم در این شب تار .... و گرنه چون سحرم بی تو یک نفس نرود

ادب مرد به ز دولت اوست...

از همان روزی که نماینده ی احمدی نژاد در دانشکده ی ما به افشاگری از خاندان هاشمی رفسنجانی پرداخت،قابل پیش بینی بود که هواداران رییس جمهور در آستانه انتخابات برنامه ی هدفمندی برای بدست آوردن آرای قشر وسیعی از مردم دارند.

در این یک ماهه اخیر موج حمایت از میر حسین به صورت خودجوش و باور نکردنی میان مردم و به خصوص نسل جوان ایجاد شده و به نظر می رسد حامیان محمود احمدی نژاد از حمایت مردم از نخست وزیر جنگ احساس خطر کرده اند و به هر طریق ممکن قصد دارند با این موج مردمی مقابله کنند.

مناظره محمود احمدی نژاد و میر حسین موسوی از جهات مختلفی قابل بررسی و تامل است.احمدی نژاد که از عدم انتخابش احساس خطر می کرد مناظره با موسوی را بهترین فرصت برای احیای مجدد و بدست آوردن آرای قشر وسیعی از مردم می دانست و به نظر می رسد در این راه موفق شود وبا عوام فریبی،فرافکنی و توجیه رفتارش آمار بخشی از جامعه را که دل خوشی از اشرافی گری آقازاده ها ندارند بدست آورد.

حال این سوال مطرح می شود که اگر احمدی نژاد از روی دلسوزی قصد افشاگری داشت چرا در آستانه ی انتخابات این اسامی را فاش کرد؟

آیا این افشاگری ها جنبه ی انتخاباتی ندارد؟

رییس جمهور محترم 4 سال برای بیان این مطالب فرصت داشت اما به یک باره در مقابل میر حسین موسوی به نام بردن اسامی پرداخت.آیا مطرح شدن این اسامی ارتباطی با میر حسین دارد؟

مگر ما نمی دانیم در این مملکت باندهای مافیا وجود دارد که به اشکال مختلف ثروت اندوزی کرده اند؟

نام بردن از افرادی که هیچ گونه پرونده ای در قوه قضائیه ندارند در برنامه ای که حدود 50 میلیون نفر نظاره گر آنند چه معنایی دارد؟

اصلا آیا می توانیم مفسد بودن فرزند هاشمی را به موسوی ارتباط دهیم؟

رییس جمهور محترم از همان آغار مناظره عصبانی بود اما در مقابل میر حسین در کمل ادب و متانت صحبت کرد.در این مناظره احمدی نژاد با رفتار قابل پیش بینی و مظلوم نمائی اش که در این 4سال برای مردم تکرای شده بود تیر خلاصی به خود را زد.

مناظره در بخش پایانی اش وارد فاز جدیدی شد تاسف می خورم برای رئیس جمهور کشورم که از هر طریق ممکن برای بدست آوردن رای مردم پرونده سازی می کند.نشان دادن پرونده ی همسر میر حسین در مقابل خیل عظیمی از مردم ایران زمین به دور از اخلاق و آمیزه های دینی ماست.و امیدوارم تمامی بانوان نجیب ایران زمین در مقابل عمل زشت و وقیحانه ی رییس جمهور،آگاهی و شعور بالای خود را با عدم انتخاب احمدی نژاد اثبات کنند.

آقای احمدی نژاد در این مناظره اثبات کرد که چقدر تحمل شنیدن صدای مخالف را دارد و 2بار وارد صحبت های میر حسین شد.اما در دقایق پایانی مناظره این میر حسین موسوی بود که همچون معلمی وارسته و فرهیخته صحبت کرد و احمدی نژاد همچون شاگردی دبستانی به صحبت معلمش گوش می داد.

امیدوارم مردم ایران زمین در این چند روز باقی مانده به انتخابات تحت تاثیر سخنان عوام فریب احمدی نژاد قرار نگیرند و با انتخاب درست و سنجیده ی خود راه را برای پایان دوران احمدی نژاد هموار کنند.

پ ن1: ای مالک بدی ها و زشتی های مردم را بپوشان و از بیان آنها خوشحال نباش تا خدا بدی ها و زشتی های تو را بپوشاند.
(نامه حضرت علی(ع) خطاب به مالک اشتر در مورد حکومت مصر)

پ ن 2:به سان رود

         که در نشیب دره  

         سر به سنگ می زند

         رونده باش

         امید هیچ معجزی

         ز مرده نیست

         زنده باش      (هوشنگ ابتهاج)

پ ن3:ادب مرد به ز دولت اوست

پ ن 4:ایمان بیاوریم به آغاز فصلی سبز

پ ن 5:صبح نزدیک است

پ ن 6: یک یا حسین تا میر حسین
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 16:24 توسط هادی مسعودی |

فرصتی برای ماندگاری خاطرات تحصیلی

 

در این چهار سالی که در دانشکده علوم اجتماعی تحصیل کردم کم بودند اساتیدی که من را به عنوان دانشجو مجذوب و علاقه مند به کلاس کنند.در همان ترم اول بود که خلاف پیش فرض ها و خوش بینی هایی که نسبت به محیط علمی داشتم متوجه شدم برخی از کلاس ها چندان ارزش حضور مستمر را ندارند از همان دوران بود که احساس کردم غیبت حق داشنجویی من است و باید از آن استفاده کنم.آخر ترم هم طبق رسم معمول (در هفته ی جهانی جزوه!!!) جزوه ی دوستانی را که کامل تر بود می گرفتم و شب امتحان برای گرفتن نمره، تلاشی طاقت فرسا می کردم!!!

 

مقدمه ای که در بالا خواندید شاید چندان ارتباطی با درس جامعه شناسی هنر و ادبیات نداشته باشد اما می خواهم به خصوصیاتی از این کلاس اشاره کنم که آن را متفاوت از سایر کلاس ها می کند.

نگرش و تفکر استاد فاضلی موجب علاقه مندی بنده به درس های ایشان شده است.حضور در کلاس استاد فاضلی اصلا برای کسب نمره یا مهم بودن حضور و غیاب نبود.در این کلاس احساس نمی کردم که غیبت حق دانشجویی من است وسعی کردم در تمامی جلسات حضور داشته باشم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 3:54 توسط هادی مسعودی |