تبليغاتX
زلف -







زلف

به بوی زلف تو دم می زنم در این شب تار .... و گرنه چون سحرم بی تو یک نفس نرود

ای عاشقان ، ای عاشقان پیمانه ها پرخون کنید

وز خون دل چون لاله ها رخساره ها گلگون کنید

آمد یکی آتش سوار، بیرون جهید از این حصار

تا بردمد خورشید نو ، شب را زخود بیرون کنید

آن یوسف چون ماه را از چاه غم بیرون کشید

در کلبه احزان چرا این ناله محزون کنید

از چشم ما آیینه ای در پیش آن مه رو نهید

آن فتنه فتانه را بر خویشتن مفتون کنید

دیوانه چون طغیان کند زنجیر و زندان بشکند

از زلف لیلی حلقه ای در گردن مجنون کنید

دیدم به خواب نیمه شب خورشید و مه را لب به لب

تعبیر این خواب عجب ، ای صبح خیزان ، چون کنید؟

نوری برای دوستان ، دودی به چشم دشمنان!

من دل بر آتش می نهم ، این هیمه را افزون کنید

زین تخت و تاج سرنگون ، تا کی رود سیلاب خون؟

این تخت را ویران کنید ، این تاج را وارون کنید

چندین که از خم در سبو خون دل ما می رود

ای شاهدان بزم کین ، پیمانه ها پر خون کنید

                       (هوشنگ ابتهاج)

 

پ ن 1:برخي از دوستان وبلاگ نويس معتقدند كه بايد همه مطالب وبلاگ از خودشون باشه و حتي نوشتن يك شعر از ديگري رو چندان كار درستي نمي دونند. من  اين طرز فكر رو قبول ندارم به نظرم محيط وبلاگ و دنياي مجازي مكاني براي ثبت مطالب دوست داشتني و علائق ماست حالا وقتي من غزلي رو خيلي دوست دارم چه اشكالي داره كه اون رو تو وبم بذارم.

اگر مي خواهيد از اين غزل زيبا بيشتر لذت ببريد پيشتهاد مي كنم  آلبوم شب،سكوت،كوير استاد شجريان رو حتما گوش كنيد.(اثري با آهنگسازي بي نظير كيهان كلهر و نوازندگي مرحوم حاج قربان سليماني نوازنده برجسته دو تار)

پ ن 2:دو هفته قبل به دعوت مهدي جليلي و به اتفاق حامد و سارا به كرمان رفتيم. سفر خوبي بود و خيلي خوش گذشت به خصوص ديدن مناظر زيبا و دل انگيزي از كوير كه لذت خاصي داشت.

 

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 2:5 توسط هادی مسعودی |