تبليغاتX
زلف - رسم دایی کشی







زلف

به بوی زلف تو دم می زنم در این شب تار .... و گرنه چون سحرم بی تو یک نفس نرود

رسم دایی کشی

عدم موفقیت ورزش ایران در عرصه ی بین المللی (به خصوص در دولت آقای احمدی نژاد) مسئله ی تازه ای نیست.

در واقع ورزش ما هم جدا از بقیه ی عرصه ها نیست.مگر در ساختارهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، روابط بین الملل و... موفق بوده ایم که انتظار داریم ورزش  ( به خصوص فوتبال) یک تنه جور تمامی معضلات ریشه ای و ساختاری را بکشد.

عدم نتیجه گیری تیم ملی فوتبال در مسابقات مقدماتی جام جهانی و شکست در مقابل تیم عربستان، آن هم در مقابل دیدگان صد هزار تماشاگر ایرانی (که به اعتقاد نگارنده یکی از تلخ ترین روزهای ورزش ما بود و منجر به تحقیر فوتبالمان شد) و سپس برکناری علی دایی از سر مربیگری تیم ملی، بازتاب واقعیت ورزش ماست.

بر کناری علی دایی از تیم ملی پاک کردن صورت مسئله و فریب اذهان عمومیست. البته منظورم دفاع ار عملکرد  دایی نیست زیرا او هم در عدم نتیجه گیری تیم ملی مقصر است اما باید مقصر اصلی را پیدا کرد که منجر به انتخاب وی به عنوان مربی تیم ملی شد.

شکست وزرش ایران نشانگر عدم آینده نگری و کار کارشناسی و انتصاب افراد بی لیاقت و بی کفایت است.

مولوی می گوید:    خشت اول چون نهد معمار کج        تا ثریا می رود دیوار کج

وقتی که مهندس علی آبادی رییس سازمان تربیت بدنی است، دیگر از فدراسیون های ورزشی چه انتظاری می توان داشت؟

وقتی که علی کفاشیان رییس فدراسیون فوتبال است، دیگر از فوتبال این مملکت چه انتظاری می توان داشت؟

تا زمانی که این آدم ها سکان دار ورزش کشور هستند نباید انتظار معجزه داشته باشیم.

و نکته جالب اینجاست که این مدیران بی کفایت برای توجیه و سرپوش اشتباه خود،دیگران را قربانی می کنند تا از این طریق افکار عمومی را به سمت قربانی مورد نظر معطوف کنند.

 و حالا نوبت علی دایی است که قربانی این ندانم کاری ها شود.آیا بهتر نبود که در زمان انتخاب سر مربی تیم ملی تصمیم بهتری گرفته می شد و شخص مهندس علی آبادی با حضور افشین قطبی در تیم ملی مخالفت نمی کرد؟

آیا مسئولین ورزش کشور فکر نکردند که انتخاب علی دایی برای سرمربی گری تیم ملی در حالی که وی چندان تجربه ای در عرصه ی مربی گری نداشت،کمی زود بود؟

بهتر نبود بعد از خداحافظی بازیکنان هم نسل دایی از  تیم ملی، از وی در تیم ملی استفاده می شد؟و اختلاف نظر دایی با مهدی مهدوی کیا،وحید هاشمیان،جواد نکونام و به خصوص علی کریمی منجر به آسیب دیدن فوتبالمان نمی شد؟

در مطلبی خواندم که نویسنده ای گفته بود: به گمانم  ایرانی ها تنها ملتی هستند که دوست دارند اسطوره هایشان را بکشند.

هدف من این نیست که بگویم دایی اسطوره یا نخبه ای مهم است.اما به هر حال باید قبول کنیم که علی دایی با تمامی ایراداتی که دارد،در عرصه ی فوتبال ما شخص مهمی است.

بهتر نبود  از وجود علی دایی در عرصه ی بین المللی برای پیشرفت فوتبالمان استفاده می کردیم؟

چندان بعید نبود که فدراسیون فوتبال آسیا از وی به عنوان رییس کنفدراسیون فوتبال آسیا بهره گیرد ( صحبت هایی هم در این زمینه شده بود) اما مسئولین ورزش کشور با انتخاب اشتباه دایی به عنوان سرمربی تیم ملی  این فرصت طلایی را برای پیشرفت فوتبالمان از دست دادند.

 

پ ن: البته قبول دارم که این مطلب رو کمی دیر نوشتم.اما بیشتر هدفم بیان ساختار غلط و بیمار گونه ی ورزش ایران بود که منجر به تداوم اشتباهات و عدم نتیجه گیری تیم های ورزشی می شود.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 18:44 توسط هادی مسعودی |